برچسب:
نویسنده: آناهیتا زارعیان
برچسب:
نویسنده: آناهیتا زارعیان
برچسب:
نویسنده: آناهیتا زارعیان
برچسب:
نویسنده: آناهیتا زارعیان
دیدن ریلز اینستاگرام برای کسبوکار در اکسپلور دیگر هیچکس را متعجب نمیکند؛ چون به یک روش بسیار رایج تبدیل شده است. موفقیت بینظیری که ریلز در مدت کوتاهی از زمان حضورش در سال 2020 داشته کمنظیر است. با وجود تنوع محتوایی موجود در اینستاگرام، ریلز در مقایسه با استوری و پست بیشترین رشد را نشان داده است. چیزی که گوگل ترندز در مورد ریلز میگوید:ریلز برای رقابت با محتوایی که تیکتاک تولید میکرد ساخته شد، ولی نحوه استفاده مردم از اینستاگرام را تغییر داد. بهخاطر همین، مخاطبان مدت خیلی بیشتری را صرف اینستاگرام میکنند، یک ریلز را بعد از دیگری میبینند و در ضمن با آنها تعامل میکنند.پس بهجرات میتوان گفت ریلز یکی از بهترین روشها برای دسترسی و ارتباط با مخاطبان موردنظر شماست. به همین خاطر است که برندها و کسبوکارها بیشترین استفاده را از این قابلیت میکنند! بازاریابی از طریق ریلز اینستاگرام روشی بسیار موثر است؛ چون هم اهداف بازاریابی را پیش میبرد و هم مردم را سرگرم میکند که عاشق این موضوع هستند.مزایای استفاده از ریلز اینستاگرام برای کسبوکارامروزه دیگر نمیتوانید یک پروفایل کسبوکار اینستاگرامی را بدون بخش ریلز پیدا کنید. پیش از آنکه گوشی خود را بردارید و شروع به تولید محتوا کنید، باید متوجه شوید استفاده از ریلز اینستاگرام چگونه میتواند برای برند شما سودمند باشد.ریلز باعث افزایش دسترسی و تعامل میشودممکن است تکراری به نظر برسد، ولی نمیتوانیم بهاندازه کافی روی آن تاکید کنیم؛ ریلز اینستاگرام ابزار فوقالعادهای برای افزایش دسترسی و تعامل شما هستند. الگوریتم اینستاگرام طرفدار ریلز است و باعث میشود آنها در اکسپلور افراد زیادی ظاهر شوند و ازآنجاکه ریلز بسیار راحت مورد استفاد
برچسب:
نویسنده: آناهیتا زارعیان
خلاصه کتاب مشتری مدیر استفهرست مقاله [نمایش]در عصر مدرن، فرا رقابتی و اینترنتی امروز که دامنه انتخاب محصول مرزی نمیشناسد و اطلاعات و نظرات گسترده درباره محصولات تنها به اندازه چند کلیک با ما فاصله دارد، مشتریانی که تازه به قدرت رسیدهاند، حرف اول را میزنند. شرکتهایی که سرشان را در برف فرو کردهاند و از پذیرش این واقعیت سر باز میزنند، یا از دور خارج میشوند یا میمیرند.مشتریان همان جایی میمانند که عشق دریافت کنندزمانی بسیاری از شرکتها قدر مشتریانشان را نمیدانستند. آنها تحقیق کمی درباره مشتریان انجام میدادند و موقعیتهای تحقیقی که سر راهشان قرار میگرفت را نادیده میگرفتند. محصولات بیارزشی تولید میکردند که پاسخگوی نیازهای مشتریان نبود. خدمات و ارزشهایشان ضعیف بود و کسب سود را مقدم بر هر چیز دیگری میدانستند. شرکتهایی که از این رویکرد قدیمی پیروی کردند، اکنون به علت کمبود مشتری در حال زوال هستند. امروزه مشتریانی که از اینترنت نیرو گرفتهاند، میلیونها گزینه مختلف از محصولات و خدمات در دست دارند. آنها دیگر از این رفتار ضعیف حمایت نمیکنند. مشتریان ناخشنود شرکتهایی که نیازها و انتظاراتشان را تامین نمیکنند را بهسادگی ترک میکنند. آنها به اندازه کافی جایگزین در اختیار دارند.اگرچه اصل قدیمی چیزی دیگری میگوید، اما همیشه حق با مشتریان نیست. اغلب، حق با آنها نیست. اما حق داشتن و نداشتن دیگر مهم نیست. اکنون اطلاعات درباره محصول و قیمت بهراحتی در دسترس است و مشتریان حرف اول را میزنند.با این ترتیب جدید، کسبوکارها باید تحقیقات گستردهای انجام دهند تا مشتریان خود را بیابند و نیازهای آنها را شناسایی کنند. شرکتهایی که چیزی برای فروش دارند باید مشتریمحور شوند.حتی ا
برچسب:
نویسنده: آناهیتا زارعیان
برچسب:
نویسنده: آناهیتا زارعیان
برچسب:
نویسنده: آناهیتا زارعیان
دلایل بسیاری برای شکست فروش وجود دارد. سبک مدیریت فروش یکی از این دلایل است. برخی مدیران علاقهمندند تمامی کارکنان و فعالیتهای فروش را موبهمو ارزیابی و کنترل کنند.چنین شرایطی لازم است اما در عمل به کاهش فعالیت نیروهای فروش میانجامد. برخی مدیران ناتوان از راهنمایی نیروهای فروش هستند و صرفا تکرار و تاکید میکنند که «بفروشید» و «اگر نفروختهاید، بازنگردید.»بسیاری از مدیران فروش در یکی از این چند گروه قرار میگیرند:1- کنترلکننده: این گروه از مدیران شغلشان زیر نظر گرفتن تکتک فعالیتهای فروش، برخورد با بیانضباطی و کنترل تمامی فرآیند فروش است. این ویژگیها خوب است، اما تمام کار مدیر فروش نیست. اتخاذ چنین رویکردی باعث اداری کردن فعالیتهای تیم فروش و کندی پیشرفت فروش میشود. چنین مدیران فروشی میخواهند اطمینان پیدا کنند که تکتک اعضای گروه وظایف خود را بهدرستی انجام میدهند، غافل از آنکه این کار به بهای کاهش انگیزه و بهرهوری فروشندگان میانجامد. این قبیل مدیران اگرچه توجه خود را بر کنترل زیردستان خود متمرکز میکنند، اما هنگام تهیه گزارش برای مدیران مافوق خود، پنهانکاری و دروغگویی به آنها را توجیهشده میدانند. آنها به هر قیمتی اجازه نمیدهند که نیروهای فروش، موقعیت آنها را نزد مدیران بالاتر سازمان به خطر اندازند. اگر آمارها حاکی از عدم تحقق اهداف فروش باشند، کاملا محتمل است که این قبیل مدیران به هر ابزاری متوسل میشوند تا نشان دهند که صف عملکرد تیم فروش ارتباطی به آنها ندارد.2- ویزیتور: اینگونه مدیران فروش برای رسیدن به اهداف فروش دست از سر نیروهای خود برنمیدارند. آنها برای جلب رضایت مدیریت سازمان تیم فروش را مجبور میکنند تحت هر شرایطی بفروشند. آنها به هیچکس جز خود
برچسب:
نویسنده: آناهیتا زارعیان
بازارهای دیجیتال که روزگاری در زمره بازارهای تخصصی در دنیای تجارت کشور قرار داشتند حالا تبدیل به مراکز خرید و فروش صرف شدهاند که خالی از اطلاعات تخصصی و راهگشا است.این بازار حالا علاوه بر کسادی از فقدان حضور متخصصان فروش و ارائه اطلاعات صحیح از آنچه کاربران میخواهند هم در رنج است و نتیجه این کمبود، اعتماد نکردن مشتری به فروشنده و در نهایت خریدن آن چیزی است که انتظارات کاربران را برآورده نمیکند.برخی از فروشندگان بازار ایران در پایتخت معتقدند ورود بیوقفه افراد غیرمتخصص و نبود پایگاههای اطلاعرسانی که بتواند اطلاعات واقعی را به مشتریان عرضه کند باعث شده تا بازارهای دیجیتال تفاوتی با دیگر بازارهای معمول نداشته باشد و راه برای ورود همه افراد با هر تخصص به این صنف باز باشد.مجتبی عادلی فروشنده یکی از فروشگاههای لپتاپ در پاساژ ایران معتقد است نبود نیروی متخصص در بازار دیجیتال مشکلی است که در سالهای اخیر به شدت شایع شده است. او «به دنیای اقتصاد» میگوید: «بارها افرادی با هر نوع تحصیلات و تخصص به ما مراجعه کردهاند و از ما میپرسند کارمند میخواهید؟ اینها افرادی هستند که هیچ چیزی از بازار دیجیتال نمیدانند و میخواهند با فروش لپتاپ شروع به کار کنند. به جرات میتوانم بگویم در پاساژهای معروف 50 درصد فروشندگان حتی قادر نیستند ویندوز نصب کنند. مشتریها هم چندان سررشتهای از کار ندارند و سردرگم هستند و شما تصور کنید که همین فروشندگان برای فروش به مشتریهای خود چه اطلاعاتی میدهند.» به گفته او مشتریها در این بازار دنبال اعتماد کردن هستند و به همین علت بیشتر از روی پایین بودن قیمت یا زیبایی دستگاه با فروشنده ارتباط برقرار میکنند. «در این وضعیت اگر بگوییم نیروی متخصص نیست بهتر ا
برچسب:
نویسنده: آناهیتا زارعیان
برچسب:
نویسنده: آناهیتا زارعیان
برچسب:
نویسنده: آناهیتا زارعیان
شاید حدود ۵۰ سال قبل که تبلیغات به شیوه امروزی در خیابان مدیسون نیویورک به راه افتاد کمتر کسی پیش بینی میکرد که روزی بازاریابان به غیر از وجه هنری احتیاج به تخصص دیگری داشته باشند. ولی تکنولوژی، حرفه بازاریابی را تغییر داده است و یک بازاریاب امروزی باید دو وجه دانشمند و هنرمند را بهطور همزمان داشته باشد.بازاریابها باید خلاقیت و نوآوری داشته باشند تا بتوانند کمپینهای جدید طراحی کنند و با مصرفکنندگان در ارتباط مستقیم باشند و درعینحال قابلیت تحلیل سیاستهای بازاریابی را داشته باشد.وجه دانشمند یک بازاریاب شامل:دنبال کردن برنامه اجرایی: بازاریابی دیگر نمیتواند به چشم هزینه دیده شود و یا بازاریاب مدرن باید همه فعالیتها و کمپینها را دنبال کند.اداره کردن: با بیشتر شدن مسئولیتها و محدود شدن منابع، یک بازاریاب باید در برنامهریزی و اداره بودجه مهارت داشته باشد.تجزیهوتحلیل: بازاریابها باید در تحلیل دادهها خبره باشند. باید روشهای جدید را امتحان کنند و با یک نگاه کلی به دادهها آنها را تشخیص دهند و بررسی کنند.اجرای کمپین: استفاده از ابزارهایی مثل نیروهای فروش برای کمک به درک درست از کمپین تبلیغاتیوجه هنری یک بازاریاب شامل:نوشتن محتوا: بازاریابی مدرن تبدیل به یکی از اساسیترین استراتژیهای بازاریابان امروز شده است و نحوه نوشتن یکی از اصلیترین ستونهای آن است.داراییهای تصویری: محتوای تصویری توجه مخاطب را به خود جلب میکند و باعث ارزشمند شدن آن میشود.رسانههای اجتماعی: رسانههای اجتماعی نحوه برخورد بازاریابان را تغییر داده و ساختن و مدیریت این مجموعهها را تبدیل به یک مهارت کرده است.تعجبی ندارد که بازاریابان مدرن باید دیدگاه چندوجهی داشته باشند. با گسترش هر دو بخش هنری و
برچسب:
نویسنده: آناهیتا زارعیان
برچسب:
نویسنده: آناهیتا زارعیان
برچسب:
نویسنده: آناهیتا زارعیان